مجموعه آموزشی معارج
نشر معارف و علوم دینی در سطوح مختلف و خصوصا در راستای احیای کتب سابقین
ثمره بحث مُثُل
🔖1-فلسفه هستی شناسی است و مُثُل مرتبه ای از هستی، در صورتی که اثبات شود در فایده فلسفه داخل خواهد بود
🔖2- جنبه تبینی برای بعض معارف و روایات شرعیه خواهد داشت . انچنان که حکمت یکی از مقدمات تفسیر و تشریح وتفقه دین است .
🔖3-- در بحث علم فلسفه تاثیر دارد ایا ادراک کلی ترقی معلوم است و یا رشد عالم (تفاوت بین مکتبی المشاء والاشراق )
🔖4-در مسئله علم اله برخی متعلق علم تفصیلی اله به ماسوی را مثل میدانند .
🔖5- در بحث منطق در قسم تصدیقات بی تاثیر نخواهد بود کما این که در شواهد از منقول الاهیات ازشیخ اشاره شد :
که اولا جزیی متغیر وفاسد است و برهان بر کلی وثابت قابل اقامه است . کلی وثابت همان مثل است که متناول است جزئیات را .
🎗️مرحوم صدرا در کتاب کبیر بحث مثل در در اخر ماهیت اورده و سر ان اینکه ایا یک ماهیت می تواند دو فرد یکی مجرد و یکی مادی داشته باشد !
چیستی مثل:
صورت مجرده ای که در عالم اله موجود است .
البته مبادا گمان شود مراد از عالم اله عالم اسماء وصفات است بلکه مراد همان عالم عقول است .
وجه تسمیه مثل :
الف : یا این که مُثُل نمود و تنزل اسما و صفات است .
ب: ویا این که از ان جهت که نشان دهند موجودات مادون است .
باید دانست که مُثُل معادل همان( ایده )است
🔖سر الهی خواند مثُل :هم همان جنبه تجرد و شدت وجود ان است.
هرگونه استفاده فقط با ذکر منبع جایز است
استاد حسن خواه / نظریه عالم مثل / جلسه 3
❌1-بطلان کلام فارابی:
۱_ انچه که از افلاطون نقل شده خلاف برداشت فارابی است
۲_ انچه که لاحقین افلاطون فهمیده اند وبر ان اشکال کرده اند غیر برداشت فارابی است .
❌ ۲ _بطلان برداشت شیخ :
۱_ اول انکه محال است افلاطون فرق لا بشرط وبشرط لا را نفهمیده باشد
2_ ثانیا اصالت با وجود است و کلی طبیعی حقیقتا در خارج نیست بالعرض وجود موجود
ظاهرا افلاطون شخص قائل است . وجلالت افلاطون ان است که اصالت وجود را هم قائل باشد.
❌3-ردقول محقق دوانی :
۱_ کلام افلاطون تحقق موجود مجرد عقلانی در مرتبه عقول است نه مرتبه مثال(که مجرد محض نیستند و مقداردارند) چرا که ان ها مثال منفصل را هم قائل اند. .
❌ 4- بطلان قول شیخ اشراق:
۱_ قول شیخ اشراق در مسیر نظر افلاطون است
۲_ این که مشخص نفرمود ایا یک نوع دو فرد دارد یا نه ان موجودات عالیه مَثَل و مدبر این ها .(صدرا قائل به اتحاد در نوع است مثلین در نوع مشترک است . اما مثال فرق نوعی می تواند داشته باشذ )
۳_ بر فرض که شیخ اشراق قائل به اتحاد در نوع باشد امامبانی تبین ندارد چرا که تشکیک بالذات در ماهیت راه ندارد و از طرفی اصالت هم با وجود است .
۴_ ایشون میگوید همه مدبرات و ارباب یک نوع است. ,(عقول عرضیه تحت یک نوع است )
پس مجرد عقلی که یک نوع نمی تواند متعدد باشد. والبته هر نوع پایینی یک نوع دارد پس باید متعدد باشد
❌بطلان قول پنجم :
۱_ برای هر نوع فرد مجرد است وحال انکه هر فرد مادی یک جنبه لدی اللهی دارد .
به لحاظ حضورش عند الله مجرد و به لحاظ نفسه مادی است
استاد حسن خواه / نظریه عالم مثل / جلسه 2
📖انظار پنج گانه حکمای بعد افلاطون راجع به نظریه مثل :
۱_ قول فارابی راجع به تبین مثل :
📝 مراد افلاطون از مُثُل ،صور علمیِ قائم به ذات حق است
⭕️ ( واجب عالم است به ا شیاء قبل از خلق علم به صورتِ اشیا است البته به نحو علم حصولی و این موسوم به نظریه صور مرتسمه است . و از طرفی این صور قائم به ذات اله اند و این قول مقبول مشاء و ارسطو است
وجه شباهت : ثبات ِصور و هم چنین مُثُل
2_ قول ابن سینا:
📝 منظور افلاطون : منظور همان کلی طبیعی است که در خارج موجود است . مِثل فرد که در خارج موجود است .
⭕️ نحوه تحقق کلی طبیعی درخارج :
۱_ در ضمن افراد کما هو الحق. (چراکه کلی طبیعی مقسم است و مقسم در اقسام ملحوظ است و برخی از اقسام مثل ماهیت مخلوطه در خارج موجود است پس کلی طبیعی هم در ضمن افراد موجود است / البته وحدت کلی طبیعی وحدت عددی نیست و الا کثرت واحد لازم می اید )
۲_ بصورت مستقل : (قول رجل همدانی )
📖نکته : ماهیت بالعرض موجود است وکلی طبیعی به هر نحوی موجود باشد بالعرض موجود خواهد بود (اصالت وجود)
⭕️اشکال ظاهر کلام افلاطون( بشرط لا )است و شما میگویید کلی طبیعی همان مُثُل است که (لابشرط) است
📗جواب شیخ :
ان ها متوجه فرق لا بشرط وبشرط شی نشدند
3_ قول محقق دوانی:
📝 مراد از مُثُل : همان موجودات مثالی و برزخی است
4_ قول شیخ اشراق:
📝مراد: همان عقول قاهره عرضیه است در قبال عقول قاهره طولیه . و این ها تعبیر به رب النوع میکند .
5_ بعضی از حکما:
📝 همه اشیایک جنبه لدی الهی دارد که ثایت است . وان غیر است همان شی بدون در نظر گرفتن جنبه ملکوتی است . ومراد از مثل همان جنبه لدی اللهی صور اشیا خواهد بود
موجودات مادی هنگامی که با (اله )مقایسه شوند مجرد اند. ودرنزد اله حضور دارند وثابت اند .
فتحصل : موجود مادی یک وجود فی نفسه دارد : که مادی و سیلان دارند .
ولی المادیات مجردات اند در نزد مجردات عالیه . (بیده ملکوت کل شی )
#اشراق_ثانی
استاد حسن خواه / نظریه عالم مثل / جلسه 1